|
انتظار فرج آرزو، اميد و دل بستن به آينده دوگونه است: 1. انتظارى كه سازنده، نگهدارنده، تعهد آور، نيرو آفرين و تحرك بخش است، بهگونهاى كه مىتواند نوعى عبادت و حق پرستى شمرده شود. 2. انتظارى كه گناه، ويران گر، اسارت بخش و فلج كننده است. اين دو نوع انتظار، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظيم مهدى موعود است و اين دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بينش درباره تحوّلات و انقلابهاى تاريخى ناشى مىشود. در يك جمع بندى كلى اين وظايف را مىتوان، به چهار دسته تقسيم كرد: 1. وظايفى كه در چهارچوب خواندن صلوات و دعا براى ظهور آن حضرت، دعا براى سلامتى آن امام عزيز و توسل به آن جناب ترسيم مىشوند. 2. وظايفى كه بار عملى بيشترى دارند، مانند دادن صدقه براى سلامتى آن امام، رفتن به حج و دادن صله و هديه براى آن حضرت و پرداختن حقوق مالى، از جمله سهم امام(ع). 3. تكاليفى كه بار اعتقادى دارند، مانند معرفت به امام زمان(عج) و استوار كردن اعتقادات بر معيارى صحيح. 4. وظايفى كه علاوه بر استفاده از موارد بالا، بار عملى مهم و اساسى پيدامىكنند، مانند مبارزه با مدعيان دروغين مهدويت، پيروى از آن بزرگوار، دفاع در برابر مهاجمان به جامعه اسلامى، تلاش براى آماده كردن زمينه ظهور از طريق اصلاح امور اجتماع، مانند امر به معروف و نهى از منكر. + نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 10:52 توسط محمد جعفر احسانبخش |
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشتههای چادرت دست نیاز میآویزد و معرفت به غبار آستان خانهات بوسه میزند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخمها و داغها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانهات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی... وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشههایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطورهها، الههها و افسانهها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمالگرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشتههای چادرت دست نیاز میآویزد و معرفت به غبار آستان خانهات بوسه میزند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخمها و داغها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانهات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 23:29 توسط محمد جعفر احسانبخش |
سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست نامت بلند و دينت پر رهرو، اي جاري تر از حيات در پيکر آدمي! 28 صفر رحلت پيغام دار آخرين، خاتم نبوت را نگين، حضرت رسول واپسين، عينيت قرآن کريم، حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله بر مسلمانان جهان تسليت باد. در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود: " فراق نزديك شده و بازگشت به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى گذارم و مى روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود." + نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387 23:7 توسط محمد جعفر احسانبخش |
محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
علت نامگذاري اين ماه و حرمت ويژه آن در ميان مسلمانان
تاسيس تاريخ براي مسلمانان در زمان خلافت خليفه دوم مسلمين و با مشورت علي (ع) در سال شانزدهم هجري صورت گرفته است. مبدا تاريخ را هجرت پيامبر و ماه نخست آن را محرم، سالي كه هجرت روي داده بود گرفتند ....(1) علت نامگذاري اين ماه آن بود كه در ايام جاهليت، جنگ در اين ماه را حرام مي دانستند. ـ در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجري كاروان حضرت امام حسين (ع) وارد كربلا شد و سپاهيان دشمن كه هر روز بر تعدادشان افزوده مي شد در روزهاي تاسوعا و عاشورا كه روز نهم و دهم محرم مي باشد او و يارانش را به شهادت رساندند. پيشواي هشتم شيعيان امام رضا (ع) در خصوص اين ماه فرمود: در جاهليت، حرمت اين ماه نگاه داشته مي شد و در آن نمي جنگيدند ولي در اين ماه، خونهاي ما را ريختند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را اسير كردند و خيمه ها را آتش زدند و غارت كردند و حرمت پيامبر را دربارة ذريه اش رعايت نكردند. .... آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي در «مراقبات» نوشته است:«كودكانم را مي ديدم كه در دهة نخست ماه محرم غذا نمي خوردند و به نان خالي اكتفا مي كردند كسي هم به آنان نگفته بود ماه محرم شروع شده است گمان مي كنم عشقي دروني آنان را برمي انگيخت.» (2) به همين دليل ماه محرم با حادثه عاشورا عجين شده است و فرا رسيدن آن دلها را پر از غم مي سازد و پيروان و شيفتگان امام حسين (ع) از اول محرم، محافل و مجالسي را سياهپوش كرده، به ياد آن امام شهيد به عزاداري مي پردازند.... (3) 1-(تاريخ تحليلي اسلام/ دكتر شهيدي/ ص130) 2-(پيام آورعاشورا/ مهاجراني/ص 11) 3-(با اندكي دخل و تصرف/ فرهنگ عاشورا جواد محدثي/ ص 406)
ادامه مطلب + نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387 19:59 توسط محمد جعفر احسانبخش |
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 11:32 توسط محمد جعفر احسانبخش |
فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود.
شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند. رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد. + نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387 15:8 توسط محمد جعفر احسانبخش |
زيباترين ؛،چقدر غريبي ميان ما!آخر چرا؟انگار خفته ايم!انگار مرده ايم!انگار رفته اي به بيابان بي کسي!گويي نشان نمانده از آن خيمه گاه نور!شايد گسسته اي! ...نه!نه!ما تو را ز شهر تبعيد کرده ايم،ما دلبريده مردم از عشق نا اميد،ما مردم پليد!!آه اي فريد،دل بسته اي به شفق چرا مهربان رفيق؟! خدايا!شيعه ي آخر الزمان را همين بس که محبوب و مرادش ياد او کند :«لاناسين لذکرکم»، و او هيچ از مراد خويش ياد نکند. ما را از اين شرمساري برهان! خداوندا!ما مدعيان دروغزن انتظاريم. حرف از چشم انتظاري محبوب مي زنيم، اما به اندازه ساده ترين دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نيستيم . الفباي انتظار را به ما بياموز و لذت انتظار را به ما بچشان ! ...خدايا! به چه کار مي آيد اين چشم اگر به روي آن عزيز غايب از نظر گشوده نشود؟ و به چه کار مي آيد اين دل اگر فدايي ظهور نگردد؟ از ما جز چشمي براي انتظار و دلي براي اميد نمانده است . اين چشم و دل را نيز خاک راه تو کرده ايم. باشد که غباري از ان بر گوشه اي از قباي تو بنشيند . اينک جرعه اي از جام نيايش خود را در جان ما فرو ريز! تا ما نيز پيوستگي لطف مدام را بنوشيم . + نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387 9:57 توسط محمد جعفر احسانبخش |
اینجا، جمکران من است! دیدار ما به همین حوالی ... خدا کند تو بیایی در حسرت يك نگاه! + نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387 13:23 توسط محمد جعفر احسانبخش |
به نام خداوند بخشنده مهربان. سپاس خدايي را سزاست كه ما را براي سپاسگزاري خود راهنمايي نمود و از سپاسگزاران قرار داد تا براي احسان و نيكياش از شكرگزاران باشيم و ما را بر آن سپاسگزاري پاداش نيكوكاران دهد، و سپاس خدايي را سزاست كه دين خود را به ما عطا نمود و ما را جزو ملت خويش (اسلام) اختصاص داد، و در راههاي احسان و نيكياش رهنمون كرد، تا به وسيله نعمتش در آن راهها رفته و به رضا و خوشنودياش دستيابيم، سپاسي كه آن را از ما بپذيرد و به وسيله آن از ما خشنود گردد. رمضان ماه تزكيه و سپاس خدايي را سزاست كه ماه خود، رمضان را، ماه صيام و روزه، و ماه اسلام، و ماه تزكيه، و ماه تصفيه و پاك كردن (از گناهان)، و ماه قيام و ايستادن (براي نماز در شبها يا به پا خاستن در احياي اسلام و جهاد در راه خدا) را يكي از آن راههاي احسان قرار داد، آنچنان ماهي كه قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالي كه براي مردم راهنما(ي از گمراهي) و نشانههاي آشكار رهبري، و جدا كننده ميان حق و باطل است. خداوند ماه صيام را بر ساير ماهها برتري بخشيد پس برتري آن را بر ماههاي ديگر به سبب حرمتها و گراميداشتنهاي بسيار و فضائل و برتريهاي آشكار كه براي آن قرار داد، هويدا گردانيد، و در آن ماه از جهت بزرگداشت، آنچه را كه در ماههاي ديگر حلال كرده حرام نمود، و خوردنيها و آشاميدنيها را در (روزهاي) آن منع كرد، و براي آن وقت آشكاري (معيني) قرار داد، كه خداي بزرگ و توانا جائز و روا نميداند كه پيش انداخته شود و نميپذيرد كه از آن وقت به تأخير افتد. سپس (عبادت و بندگي در) شب (قدر) آن را به (عبادت در) شبهاي هزار ماه برتري داد، و آن را شب قدر ناميد (شبي كه خداي تعالي اجلها و روزيها و هر امري كه حادث ميشود را مقدر ميفرمايد) در آن شب (بسياري از) فرشتگان و روح (كه مخلوقي استبزرگتر از فرشته) به فرمان پروردگارشان بر هر كه از بندگانش بخواهد با قضا و قدري كه محكم و استوار كرده (كه تغيير و تبديلي در آن نيست). + نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 19:57 توسط محمد جعفر احسانبخش |
خودسازى از خودشناسى آغاز مىشود. نخست باید خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت، چرا كه با خودشناسى، خداشناسى تحقق مىیابد و اگر خدا را شناختیم، خود را ساختهایم.
در آغاز باید دید چرا پدید آمدهایم؟ و هدف از پیدایش و خلقت ما چیست؟ خداوند در قرآن كریم تصریح كرده است كه:« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، من جن و انس را نیافریدم، جز براى این كه عبادت كنند.»
در تفاسیر زیادى «لیعبدون» به معناى «لیعرفون» آمدهاست، یعنى هدف از خلقت شناخت است وگرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نیایش كردن نیست. نماز و روزه و ...، شعبهاى ازعبادت است كه عبادت اجتماعى اهمیتش كمتر از آنها نیست ، زیرا درآن جا انسان فقط به خود دراین ماه خودسازى، درهاى بهشت بر روى مومنان گشوده مىشود و درهاى جهنم بسته مىشود، نباید كارى كرد كه در اثر آن كار، درهاى بهشت بر رویمان بسته و درهاى دوزخ گشوده شود.
در این ماه پربركت چنان كه از روایات استفاده مى شود بهشت را زینت مىدهند و پاداش كارهاى خیر و عبادت ها و راز و نیازها دو برابر مىگردد.
رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: «شهر رمضان شهرالله عز و جل و هو شهر یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات، و هو شهر البركة، و هو شهرالانابة، و هو شهر التوبة، و هو شهرالمغفرة ، و هو شهرالعتق من النار و الفوز بالجنة.
الا فاجتنبوا فیه كل حرام و اكثروا فیه من تلاوة القرآن و سلوا فیه حوائجكم واشتغلوا فیه بذكر ربكم و لا یكونن شهر رمضان عندكم كغیره من الشهور فان له عندالله حرمه و فضلا على سائر الشهور، ولا یكونن شهر رمضان، یوم صومكم كیوم فطركم .» (2)
ماه رمضان، ماه خداى عزوجل است كه در آن پاداش كارهاى نیك دو برابر مىشود و گناهان زدوده مىشود.
ماه رمضان، ماه بركت و افزایش است.
ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است.
ماه رمضان، ماه توبه است.
ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است.
ماه رمضان، ماه آزادى و رهایى از جهنم و دستیابى به بهشت است. فضائل الاشهر الثلاثه، ص95 . + نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 22:41 توسط محمد جعفر احسانبخش |
هر جمعه به جاده آبي نگاه مي كنم و در انتظار قاصدكي مي نشينم كه قرار است خبر گام هاي تو را براي من بياورد،گام هاي استوار و دست هاي سبزت را. اگر بيايي،چشمهايم را سنگفرش راهت خواهم كرد. + نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 21:32 توسط محمد جعفر احسانبخش |
چقدر چله نشینی؟... چهل... چهل... تا چند؟ چقدر جمعه گذشت و نیامدی، سوگند * به دانه دانه تسبیح مادرم، موعود! که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند که روزها همه مثل هماند- سرد و سیاه- غروبها و سحرهاش خستهام کردند کشاندهاند مرا روزها به تنهایی گمان کنم که مرا منتظر نمیخواهند! * تو نیستی و جهانم پر از فراموشیست جهان عاشقیام را غروبها آکند... تو نیستی که قیامت کنی به آن قامت تو نیستی که درختان به خویش میبالند! تو نیستی و... چقدر از زمان من باقیست * چقدر بی تو بگویم غزل غزل، یکبند به چشمهای کسی احتیاج دارد که زند به شاخه ادراک خاکیاش پیوند به چشمهای کسی که شبیه یک منجی زلال، آبی، روشن- شبیه تو- باشند * چقدر چله نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟ چقدر بی تو سرودن قصیدههای بلند؟ + نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 21:21 توسط محمد جعفر احسانبخش |
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو بجان آمد وقت است که باز آیی به شوق دیدن رویت شتابان آمدم مهدی به صحرا ودر ودشت وبیابان آمدم مهدی مگر یابم نشانی از جمال تو به وعده گاه عشق تو جمکران آمدم مهدی دلم گرفته از زمان چرا ظهور نمیکنی چرا به چشم عاشقان تو یک نظر نمیکنی زمان زمان عاشقی چرا وفا نمیکنی به دست عاشقان خود چرا گره نمیکنی ز ظلم و جور آدمان همه صدا تو میزنند
بیا بیا که عشق تو بود شفای درد مان چرا به یک نشانه ای نمیکنی دوایمان به لحظه لحظه ی زمان گذر کنیم به یاد تو مگر که عاشقان دل نگه کنند جمال تو + نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 22:44 توسط محمد جعفر احسانبخش |
شب شور عالمینه شب عباس و حسین دلها ی دیونه امشب همه بین الحرمینه میلاد با سعادت آموزگار عشق حضرت حسین بن علی علیه السلام و معلم ایثار و فداکاری حضرت اباالفضل العباس و زینت عبادت کنندگان حضرت سجاد علیهم السلام را بر نور چشم عرشیان و فرشیان حضرت مهدی موعود علیهم السلام تبریک و تهنیت عرض می نمایم. عشاق عیدتان مبارک + نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 19:29 توسط محمد جعفر احسانبخش |
به طور قطع جامع ترين تصوير از حقايق عالم هستى ترسيمى است كه از سوى خداى متعال ارائه شده باشد. در اين ميان موضوع آينده جهان بشريت كه مسافران كاروان اين عالم همواره با دنيايى از "اميد" و "آرزو" به آن نگريسته اند، از جايگاه ويژه اى برخوردار است. چرا كه اساساً دست عقل و توانايى هاى انسان از ترسيم آن كوتاه است. به همين دليل در طول زمان ها بزرگانى دست به جمع آورى آياتى از قرآن كه به ترسيم آينده جهان و چهره دلگشاى بزرگ نقش آفرين آن ـ يعنى قائم آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم ـ مربوط مى شود، پرداخته اند؛ كه از ميان آنها مى توان به كتاب "المحجة فى ما نزل فى الحجة" و "قاطع البيان فى آيات المؤوّلة بصاحب الزمان" اشاره نمود. غايب از نظر "هدى للمتقين الذين يؤمنون بالغيب"1 يحيى بن ابن قاسم مى گويد از معناى آيات فوق از امام صادق عليه السلام سؤال كردم فرمود: "متقين همان شيعيان على عليه السلام هستند و غيب نيز همان حجت غايب است. اى مهر جهان آرا جانم بفداى تو اى نور دل زهرا دل محو ولاى تو غايب ز نظر گشته آن چهره چون ماهت باز آى كه دل گشته محزون ز خفاى تو آخرين "كلمه"الهى "و اذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن...."2 مفضل بن عمرو مى گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم آن "كلمات" (كه خدا ابراهيم را با آنها آزمود) چه بود؟ حضرت فرمود: "همان كلمات بود كه حضرت آدم از پروردگارش دريافت و خدا (بواسطه آنها) بر او توبه نمود و آن اين بود كه: "از تو به حق"محمد" و "على" فاطمه" و "حسن" و "حسين" در خواست مى كنم كه بر من توبه فرمايى".... پرسيدم كه اى پسر رسول خدا "پس معناى" فاتمهن" چيست؟ فرمود: "يعنى آن اسامى - كه اسامى دوازده امام بود - را تانام قائم كامل نمود. + نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387 21:26 توسط محمد جعفر احسانبخش |
|
| ||||||